قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4985
تاريخ الفي ( فارسى )
عدول نمود و امراض مختلفه كه علاج يكى ديگرى را مضر بود ، روى نمود « 1 » . اطبا از علاج عاجز گشتند . و بدن ضعيف شده مرض قوى شد . و بر خاطر آن حضرت كه آينهء جهاننما بود ، پرتو افتاد كه واقعهء ناگزير نزديك شده . آغايان و شاهزادگان و نوينان را كه حاضر بودند آخر وصيت فرمودند و گفتند كه « اگرچه به واسطهء مصلحت ملك اقدام بر بعضى امور نامناسب واقع شده ، اما اميدوارى به كرم كريم حقيقى بسيار است . » و فرمودند كه جميع آلات و ادوات مناهى و ملاهى را درهم شكسته از جميع منهيات توبهء نصوح نمودند . و فرمودند كه « غرض از اين يورش جهاد و غزا بود نه مملكتگيرى كه ثواب نيت دريافته شود . » « 2 » و از نوحه و شيون مردم را منع كرد و به اتفاق و عدالت و شجاعت شاهزادگان را وصيت كرد كه « نوعى نكنيد كه سعى چندين سالهء من ضايع شود . و فرزند ارجمند پير محمد جهانگير را قايممقام خود گردانيدم . مىبايد كه به اطاعت او بر وجه اتم نموده شود . و چون وصيت به اتمام رسيد ، ميان شام و خفتن شب هفدهم شعبان به رياض انس ( و حدائق قدس ) « 3 » خراميد . شهنشاهى كه مأوايش بهشت جاودان آمد * « وداع شهريارى كرد » « 4 » و تاريخش همان آمد « 5 » و ديگرى « سلطان توران » تاريخ وفات آن حضرت يافته . چون با قلم دو زبان عهد شده كه گرد عبارت آرايى نگردد ، خوض در لوازم ذكر مصيبت و تعزيت نانموده شروع در شرح احوال مىنمايد . آغايان با موهاى بريده و روىهاى خراشيده و شاهزادگان افسر شهريارى از سر انداخته ، با سرهاى برهنه و امرا با گريبانهاى خاك و ديدههاى نمناك غرق خاك و خون مراسم غسل و
--> ( 1 ) . تاريخ تيموريان ( كيمبريج ، ص 91 ) : « . . . تيمور براى گرم شدن به شرابخوارى پرداخت ؛ و بدون اينكه غذايى بخورد انواع مسكرات نوشيد . با اينكه از دل درد و تب به خود مىپيچيد و همين به ظاهر از علايم ورم معده بود ، ولى به شرابخورى ادامه داد تا اينكه سرانجام قدرت تكلم را از دست داد . با همهء تلاشهايى كه پزشكان دربار او انجام دادند ، نتوانستند سلامت او را بازگردانند . » ( 2 ) . البته نبايد فراموش كرد كه تيمور بازسازى و برگرداندن امپراتورى جهان سابق مغول را كه چين نيز جزيى از آن محسوب مىشد ، جزو فرايض خود مىدانست . ( 3 ) . م : ندارد . ( 4 ) . ماده تاريخ فوت امير تيمور است برابر با رقم 807 هجرى . ( 5 ) . تولد و جلوس و مرگ وى در رباعى زير آمده است : سلطان تمر ، آنكه مثل او شاه نبود * در هفتصد و سى و شش درآمد به وجود در هفتصد و هفتاد و يكى كرد جلوس * در هشتصد و هفت كرد عالم بدرود شيخ ابو الفضل ناگورى ، اكبرنامه ، ج 1 ، ص 129 .